بازگشت به صفحه اصلی
واژگان گیلکی
ك أ ا آ ب پ ت ج چ خ د ر ز ژ س ش ف ق ک گ ل م ن و ه ی
کلمات انتخاب شده: 449 صفحه 1 از 15 صفحه

1. كيشكرت (kişkәrәt) نوعي كلاغسياه و سفيد كه كوچكتر از كلاغ است و صدايش هم متفاوت
2. أسأ (ásá) اين لحظه -الان - اكنون - اينك
3. كلاچ (kәlaç) كلاغ - زاغ
4. اياز (áyäz) شبنم
5. اجیش (Ajish; Ajiš) لرزه خواه از ترس و خواه از سرما =می جون اجیش بوده = می تنم سیخ شده
6. ارسو (Arsu) اشک
7. ازازیل (Azazil; Aəzəzil) آتش پاره ، شیطان (بچه شیطان)
8. ازه (Aze) آزاد. به درخت آزاد، ازه دار گفته می‌شود.
9. اژدوم (Azhdom; Aždum) آب نمک + روناس - هرچیزی که خیلی شور باشد - همچنین گژدوم هم میگویند =ماهی را در اژدوم (نمک + روناس) می خوابانند تا شور شود
10. اسونه [مکان] (Assune; əssune) آستانه (زیارتگاه) آستانه اشرفیه ، مدفن سیدجلالدین اشرف نزدیک لاهیجان .آرامگاه دکتر معین
11. اشنگه (Ashange; Aəšəngə) آشیانه ،آشیان گاه ، محل تجمع =بما اشنگه مین = اومد توی این شلوغی;   همچنین اینجا را ببینید: فک
12. اغوز [نوعی میوه] (Aghooz; Aquz) گردو =این کلمه در همه جای گیلان استفاده می شود.
13. افتو (Afto) آفتاب ، خورشید =افتو دیمه = نزدیک آفتاب; کرچ افتو = آفتاب داغ; افتو نشست = غروب همچنین اینجا را ببینید: آت و مات ، اته ماته
14. افتوئه (Aftowe; Aftowə) آفتابه =کوچی افتوئه = آفتابه کوچک; قر افتوئه (qar Aftowə) = نوعی آفتابه فلزی همچنین اینجا را ببینید: افتوئه لگن
15. افتوئه لگن (Aftowe lagan; Aftowə Ləgən)    آفتابه لگن دستشویی =همچنین "دس او لگن" و "اودس لگن" هم می گویند;  ; لگنچه برنجی یا مسی با سرپوش مشبک و نوعی آفتابه ظریف برای شتن دست و روی مهمان یا بزرگ خانواده;  ; مثال ها:; اودس لگن 60 دس ، شام نهار هیچی = لگنچه ی دستشویی 60 دستگاه ولی شام و نهار هیچی(پز عالی جیب خالی)
16. اکراز (akraz; aəkrəz) آدم دیلاق و قد بلند
17. اله تی تی (Alla Titi) ماه
18. امئن ، مئن ، همئن [مصدر] (Aman; əmən) آمدن =می آیم:; - هنم(انم) (Hənəm) هنی هنه / هنیم هنین هنن; - آیم آیی آیه / آییم آییین بیشتر...…
19. امن (Aman) آمدن
20. اندی ، هنقد (Andy , Hanghad; Andy , Hənqad) آنقدر ، اینقدر =اندی بگو ، لو بیی = اینقدر بگو مثل سگ به عو عو بیفتی
21. او کونوس ، آو کونوس ، آب کونوس (Ow koonoos , Ab koonoos; Ö kunus , Ab kunus) آب + ازگیل. ازگیل تقریبا رسیده و سفت را با کمی نمک در خُم آب می‌ریزند و با پارچه در خم را می‌بندند. ازگیل سفت پس از مدتی، پخته و آبدار می‌شود و تا چند ماه بعد آن را تر و تازه (با گلپر و نمک) می‌خورند. همچنین اینجا را ببینید: کونوس =فرهنگ گیل و دیلم
22. او لاکو ، آو لاکو (O Laku) لاک پشت =او + لاکو;  ; آب + دختر;  ; (دختر آب);  ; به روایتی: روزی در حمام میان عروس و مادر شوهر بگو مگو در گرفت ،مادر شوهر عروس را نفرین کرد و عروس شرمنده شد و طاس حمام را بر سر خود گذاشت و آنگاه به شکل لاک پشت در آمد.;  ; روایت دیگری است که: روزی عروس خانوم مشغول شتشو و شانه کردن گیسوان بود که ناگاه پدر شوهر از راه رسید ، عروس شرمسار از خدا خواست که.....ناگاه تشت بر روی عروس افتاد و او به صورت لاک پشت در آمد.
23. اوجا (Oja) پاسخ ، جواب
24. اوجور ، اطو (Ojur , Otow) آن جور ، آن طور =اطو مه نیا نوکون = آن جور مرا نگاه نن
25. اوشته تر ، اوشتر (Ooshte tar; Ouŝte tər) اونور تر - آن طرف تر =اوشته تر بنیش = اون طرف تر بشین
26. اوله ، آوله (Ow le) آبله =اوله مقر = اثر آبله; کرک اوله = آبله مرغان
27. اویه ، اوره (Ooye , Ore; Uye , Ourə) آنجا همچنین اینجا را ببینید: ایره ، ایه
28. اها (aha; aəhə) آری ، بله
29. ایاز (Ayaz) آسمان صاف ، شبنم =شو ایازه = آسمان شب صاف و سرد است
30. ایره ، ایه (Eire , Aye; Ere , Ayə) اینجا همچنین اینجا را ببینید: اویه ، اوره
< بازگشت به صفحه اصلی درباره ما | راهنما | کد HTML | حمایت | ارتباط با ما | ورود ^ برو بالا
© 2011 Gilemard XHTML | CSS این فرهنگ لغت به وسیله گیل یاوران پشتیبانی مشود

تمامی حقوق محفوظ است

All rights reserved